

برای تعطیلات تاسوعا و عاشورا از قبل برنامه ای برای مسافرت نداشتیم و لی بخاطر اینکه من خیلی دلم برای خونمون تنگ شده بود تصمیم گرفتیم به شیراز بریم. ولی از اونجایی که دقیقه نود بلیط گیر نمی یاید فقط من و آذین با یک بلیط تونستیم بریم شیراز و بابا امیر تهران موند . (نازی بابا امیر ،ایشاله دفعه بعد با هم می ریم)
شیراز خیلی هوا خوب یود حتی میشه گفت از الان بهاری بود. من و آذین طبق معمول خوردیم و خوابیدیم .
این دفعه زیاد مهمونی خونه فامیل رفتیم و باز هم خرید کردیم . البته به دیدن دسته های سینه زنی و عزاداری هم رفتیم .
حسابی هم آفتاب گرفتیم.(چه آفتاب خوبی داره شیراز)
جای بابا امیر و بقیه هم خالی بود .
سه شنبه 88/10/8